مرتضى راوندى

55

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

اقيانوس هند وارد مىكرده‌اند و در فرانسه و انگلستان عنبر را از بالتيك مىآورده‌اند . » « 100 » ايران در هزارهء چهارم قبل از ميلاد در اين دوره كه گيرشمن آن را عهد دوم ناميده است ، آثار پيشرفت نسبى به چشم مىخورد ؛ خانه‌هاى مسكونى وسيعتر گرديد ، چينه جاى خود را به خشت خام كه تازه اختراع شده بود ، داد ، ولى خشتهاى اين دوره مربع شكل نبود بلكه بيضوى و ناموزون بوده و در وسط آن گوديهايى ايجاد مىكردند كه موجب اتصال آنها با ملاط مىگرديد . اين آجرهاى ناموزون از چينه بهتر بود و به ديوار نظم بيشترى مىداد و مانع ترك خوردن آن مىشد . در اين دوره نيز ، نزديك اجاق ، در جايى گود كه مختص جام و كاسه بود ، در عمقى قريب 15 الى 20 سانتيمتر ميت را به طرز خميده و منحنى دفن مىكردند . در اين عصر بموازات بهبود محسوسى كه در وضع خانه‌ها حاصل شده بود ، در ساختن ظروف گلى نيز مهارت بيشترى به كار بردند و آنها را در كورهء اصلاح شده‌اى پختند . اين ظروف كه از اختراع چرخ حكايت مىكند ، داراى تزيينات بيشترى بود و بر زمينهء قرمز آنها حيواناتى را از قبيل پرندگان و گرازها در حال جست‌وخيز نقاشى كرده‌اند . به عقيدهء گيرشمن در اين دوره : « كوزه‌گر با خطوطى ساده ، مخلوقاتى را تصوير كرده است كه حاكى از جنبش و واقع‌پردازى ( رئاليسم ) كامل است . . . از اين عهد ، ايران ماقبل تاريخى ، فنى را در ساختن ظروف آشكار ساخت كه همانقدر با روح و زيبا بود كه كنده‌كارى روى استخوان در عهد گذشته . در هيچ‌جاى ديگر نظير اين فن شناخته نشده ؛ و اين امر مىرساند كه نجد ايران زادگاه اصلى ظروف منقوش است هيچيك از ظروف سفالين نواحى ديگر در آن روزگار ديرين ، نشانه‌اى از چنان رئاليسم قوى كه با اين سرعت به مرحلهء سبك متخيل رسيده باشد ، به‌جا نگذاشته است . اين اقدام نخستين‌بار در حدود چهار هزار سال پيش از ميلاد تنها به وسيلهء كوزه‌گر ماقبل تاريخى ايران صورت پذيرفت . فلز بتدريج براى ساختن ابزار مورد استفاده قرار گرفت و سنگ نيز ارزش اولى خود را حفظ كرد ، مس را هنوز چكش‌كارى مىكردند ولى ذوب نمىنمودند و آن را براى درفشهاى كوچك يا سنجاق به كار مىبردند . جواهر فراوانتر شد . از روى استخوانها به وجود چارپاى مخصوصى كه واسط ميان گورخر و اسب جديد است ، مىتوان پىبرد . استخدام اين چارپايان مسألهء

--> ( 100 ) . همان ، ص 13 به بعد ( به اختصار ) .